تبليغاتX
bijanbeha nayan dakhel

bijanbeha nayan dakhel

khande bazar

ازدواج به شرط

ازدواج به شرط

همیشه خانم ها به امر شریف ”شرط و شروط تعیین کردن“ مشغولن.

ولی حالا وقتشه که ما مردها هم تکلیف خودمون رو روشن کنیم.

خانوما توجه کنن؛ اینها قانون های ما هستن:

توجه بفرمایید که همه قانون ها شماره ”1“ هستن

1. با شما خرید کردن ورزش نیست. ما هم دوست نداریم فکر کنیم که هست.

1. گریه کردن یعنی باج خواستن!

1.هر چیزی که می خواهید درست بگید. بذارید درست روشنتون کنیم:

با گوشه زدن به جایی نمی رسین

با کنایه زدن به جایی نمی رسین

با حرفای مبهم به جایی نمی رسین

صاف و پوست کنده بگین چه مرگتونه

1. هیچ اشکالی نداره اگه سوال های ما رو با ”بله“ و ”خیر“ جواب بدین. خیلی هم خوشحال میشیم.

1. بی زحمت فقط وقتی مشکلتون رو پیش ما بیارین که بخواهین ما حلش کنیم. ما فقط مشکل حل کردن بلدیم. اگه همدردی می خواهید برید پیش بقیه خانم ها.

1. اگه برای 17 ماه متوالی سردرد دارید، یه چیزیتون میشه. خودتونو به دکتر نشون بدین 

1. چیزایی که 6 ماه پیش گفتیم رو توی دعوای امروز علیه خودمون استفاده نکنین. اصلاً می دونین چیه؟ ما فقط حرفای هفته پیش یادمونه.

1. اگه فکر می کنین چاقین خب حتماً هستین دیگه. چرا باز می پرسین؟

1. اگه از حرف ما 2 تا برداشت می کنین و یکیش شما رو عصبانی یا غمگین می کنه، پس منظور ما این یکی نبوده، اون یکی بوده.

1. یا از ما بخواهید یه کاری براتون بکنیم، یا بهمون بگید چطوری باید انجامش بدیم. نه هر دو تاش با هم!

اصلاً اگه شما بهتر می دونید که چطور باید انجام بشه، چرا خودتون انجام نمی دین؟

1. اگه خیلی احساس میکنین که حتماً باید یه حرفی رو بزنین، حداقل تا آگهی بازرگانی تلویزیون صبر کنین. نه وسط فیلم!

1. کریستف کلمب از کسی آدرس نپرسید. ما هم نمی پرسیم.

1. ما مردا فقط اسم 16 تا رنگ رو بلدیم..

1. اگه ما پرسیدیم ”چته؟“ و شما گفتین ”هیچی“، ما هم فرض می کنیم چیزیتون نیست. البته میدونیم که یه مرگیتون هست، ولی به دردسرش نمی ارزه.

1. اگه یه چیزی می گین ولی نمی خواهین جوابشو بشنوین، پس ما هم یه جوابی می دیم که نخواهید بشنوید.

1. وقتی می خواهیم با هم بریم بیرون، هر چی که بپوشین خوبه. به جون خودمون راست می گیم.

1. لباساتون کافیه.

1.. کفشاتون هم خیلی زیاده.

1. اندام ما خیلی هم متناسبه. خپل هم خیلی خوبه.

1. خانمای محترم. از اینکه این مطلب رو خوندین متشکریم. ضمناً اگه قراره امشب جدا بخوابیم اصلاً نگران نباشین. بیرون خوابیدن برای مردا مثل پیک نیکه.

لطفاً خواندن این مطلب رو برای همه آقایون توصیه کنین تا یک کمی بخندن

به همه خانوما هم بگین بلکه یه چیزی یاد بگیرن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 23:47  توسط shervin  | 

پسر بودن یعنی چه؟

پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر 

پسر بودن يعني هي شماره دادن و هي منتظر زنگ بودن

پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن 

پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف  

پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني 

پسر بودن يعني پس كي دفتر چه اماده به خدمت ميگيري 

پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن 

پسر بودن يعني بابا پس كي ميري برام خاستگاري 

پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن 

پسر بودن يعني جوراباتو در بيار حالم به هم خورد

پسربودن يعني چرا كار نميكني ... جون بكن ديگه 

پسر بودن يعني ببخشين ماشين و خونه هم دارين كه... 

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 23:45  توسط shervin  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 23:44  توسط shervin  | 

sms asheghane

تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش

 

 

برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست

خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی / دعای این همه شب زنده دار کافی نیست

 

 

همش میگن دندون رو جیگر بذار ، ولی من که دلم نمیآد هی تو رو گاز بگیرم جیگر !

 

 

سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم

 

 

ة  ة

مشتاق دیدارت شده بودم ، چشامو فرستادم تا ببینمت

 

 

دفتر بغض مرا باز کنید که دلگیرم / حدیث غم مرا بخوانید که از گریه سرازیرم

 

 

تو طراوت بهاران ، تو سخاوت زمینی / در کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی

 

 

دوست شایسته مثل عطر فروشه ، اگه چیزی از عطرش بهت نده ، بوی عطرش بهت میرسه

 

 

دوباره فال حافظ میگیرم ، دوباره توی فالمی

همیشه در خیالتم ، اگر چه بی خیالمی

 

 

زندگی اگر هزار بار دیگر بود

بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو

 

 

نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی

ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی

 

 

وقتی قلبت کوه آتشفشان است ، چگونه انتظار داری در دستانت گل بروید؟

 

 

تو دریا بودی و من قایقی خرد / که هرجا خواست امواجت مرا برد

دلم پارو زن بیچاره ای بود / که در امواج عشقت یک شبی مرد

 

 

در دلی ، هر چند دوری ار نظر / خوش تر آن روزی که باز آیی ز در

با تو ما را خوش ترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد

 

 

تو ای زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشمان خیسم

بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من

 

 

روی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست / در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم

 

 

آتش زدی به تار و پودم ای عشق / بر هستی و بر بود و نبودم ای عشق

سر خورده و بی چاره و خوارم کردی / من با تو مگر چه کرده بودم ای عشق؟

 

 

به لبخندی مرا از غم رها کن / مرا از بی کسی هایم جدا کن

اگر مردن سزای عاشقان است / برای مردنم هر شب دعا کن

 

 

عشق یعنی سکوت دو نگاه / خنده ات از عشق لبریز ، اما بی صدا

 

 

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود / روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود

دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست / به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود

 

 

خداوندا تو گفتی که در قلب شکسته خانه داری / شکسته قلب من ، جانا به عهد خود وفا کن

 

 

سوگند به زیبائی چشم هایت و یه ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال تو بودن

نیز قانعم ، خیالت را از من نگیر که خیالت ، مهربان ترین تصویر جهان است

 

 

دل من در طلب روی تو ای مونس جان / خاک راهیست که در دست نسیم افتاده است

 

 

غربت آن است که بدانند کجایی نگیرند خبرت / دوست آن است که ندانند کجایی بگیرند خبرت

 

 

آنکه میگفت  منم بهر تو غم خوار ترین / چه دل آزار ترین شد ، چه دل آزار ترین

 

 

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار

 

 

بر درت میآمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی

دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 23:44  توسط shervin  |